تبليغاتX
دنیای مدیریت

  کاربر مهمان، خوش آمديد!

 
منوي اصلي
لينکهاي سريع

آرشيو ماهيانه
8706.aspx
8705.aspx
8701.aspx
8612.aspx
8611.aspx
8608.aspx
8603.aspx
8512.aspx
8511.aspx
8509.aspx
8508.aspx

لينک دوستان

لوگوي دوستان

لوگوي شما


آمار بازدید

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

AddThis Feed Button






Powered by WebGozar


تبليغات





چين : پديده اقتصادي قرن بيست و يکم

 تأملي بر مراودت تجاري ايران و چين

 ۲۰سال پيش ، يعني در ابتداي راه سياست هاي باز،کمتر کارشناسي توسعه اقتصادي پيشرفت و توسعه کنوني چين را پيش بيني مي کرد. در حال حاضر ، سرعت و کيفيت توسعه چين براي بسياري از پژوهشگران و صاحب نظران اقتصادي و سياسي مايه تعجب و حتي نگراني است ؛ تعجب به لحاظ شرايط و سابقه پيچيده ساختارهاي سياسي، اقتصادي و ايدئولوژيک اين کشورو نگراني به دليل برهم خوردن بسياري از روندهاي اقتصادي چين به هم پيوسته و آثار کوتاه مدت آن بر بازارهاي انرژي ، سرمايه و تجارت هويداست.

افزايش قيمت نفت در بازارهاي جهاني به طور قابل توجهي به سرعت رشد اقتصادي چين وابسته شده و از سوي ديگر، پويايي اقتصاد جهان ، از آسيا و قدرت اقتصادي کشورهايي چون چين ، ژاپن و هند تأثير مي پذيرد. به اين ترتيب ، چين پس از ژاپن که يکي از آسيا و قدرت اقتصادي کشورهايي چون چين ،ژاپن و هند تأثيرمي پذيرد. به اين ترتيب ، چين پس از ژاپن که يکي از پديده هاي اقتصادي قرن بيستم به شمار مي رفت. به تدريج مبدل به پديده اقتصادي قرن بيست ويکم مي شود.

توسعه اقتصادي چين ، محصول يک فرايند هدفمند و برنامه ريزي شده است. اين فرايند ، مبتني بر پايه قدرت اقتصادي و قدرت علمي و فناوري است.

کارشناسان مسائل چين ، پيوند هدفمند توسعه اقتصادي و توسعه علمي را دليل به وضعيت کنوني چين مهم ارزيابي مي کنند.از سال 1979 ، با اجراي سياست هاي باز،ساختار علمي ، تحقيقاتي و فني چين دچار تحول شد. رهبران چين دورانديشانه ، بنياد توسعه اقتصادي اين کشور را با پيشرفت علوم ، فناوري و تحقيق و توسعه پيوند زدند.

اولين اقدام چيني ها در اين زمينه ، ايجاد مناطق ويژه توسعه علوم و فناوري و فعال کردن دانشگاه ها در اين مناطق بود. در اين راستا ، دولت برنامه هاي علمي مختلفي را براي توسعه علوم و فناوري و پيشبرد تحقيق و توسعه در پيش گرفت که از آن جمله برنامه صاعقه ، تحقيق و توسعه در فناوري پيشرفته (هاي تک) ، برنامه مشعل و .. بود. اين برنامه ها در طول سالهاي گذشته چين به فناوري هاي پيشرفته از طريق ايجاد انگيزه براي نوآوري ها ، کارآفريني حمايت هاي دولت ، حمايت از پژوهشگران و نهادهاي پژوهشي ، نقش حياتي و تعيين کننده داشته است.

از سال 1995 تلاش عمده چيني ها بر محور توسعه و تحقيق در حوزه فناوري پيشرفته متمرکز شده است. همچنين چيني ها براي نهادينه شدن فرايند تحقيق و توسعه در اين کشور نهادهايي همچون صندوق ملي علوم طبيعي ، مراکز ملي تحقيقات مهندسي و آزمايشگاه هاي کليدي ايجاد کرده اند و حمايت هاي گسترده مالي و معنوي از دانشگاه ها و پژوهشگران و دانشمندان به عمل آورده اند.

در اين راستا ، تدوين و اصلاح قوانيني همچون قانون ثبت حقوق مولفان و مخترعان حقوق ما کيست را در اولويت قرار داده اند. نتيجه اين اقدامات، دستيابي چين به مدارج عالي علوم و فناوري است که به بهبود و رقابتي شدن اقتصاد اين کشور انجاميده است. در حال حاضر، چين بالاترين ميزان سهم تحقيق و توسعه را در ميان کشورهاي در حال توسعه دارد. بخش اعظم هزينه هاي تحقيق و توسعه (80%) به توسعه علوم و فناوري اختصاص دارد. علاوه بر اين ، چين به لحاظ نگارش و چاپ مقالات علمي ، رتبه نوزدهم را در جهان دارد. تحول مهم چين در راستاي پويايي توسعه و تکامل علوم و فناوري و پيوند سازماندهي شده با شرکتها و بنگاه هاي بزرگ بين المللي در حوزه تحقيق و توسعه (هاي تک) است که با عضويت چين در سازمان تجارت جهاني تشديد شده است.

بخش قابل توجهي از شرکتهاي فعال و بزرگ حوزه رايانه و ارتباطات ، سرمايه گذاري هاي کلاني در چين انجام  داده اند ، به گونه اي که تنها در بخش ارتباطات ، بيش از 250 مرکز ، برنامه يا آزمايشگاه در فاصله سالهاي 1990 تا 2004 ايجاد و اجرا شده است. در اين ارتباط ، شرکتهاي چيني با هدف بالا بردن توان رقابتي خود ، سرمايه گذاري گسترده اي را به صورت يک جانبه يا مشارکت با شرکت هاي خارجي آغاز کرده اند ، به گونه اي که امروز توان رقابتي روند هاي تحقيق و توسعه در چين ، با استانداردهاي جهاني و در مقايسه با شرکتهاي فعال بويژه در حوزه ارتباطات برابر مي کند.

 

و اما ايران وچين...

واردات محصولات چيني در چند سال اخير و قيمت پايين اين محصولات براي مصرف کنندگان آنقدر قابل ملاحظه است که به يکي از مباحث مهم مسئولان و کارشناسان اقتصادي تبديل شده است.

مبادلات ما با چيني ها در حال حاضر آنقدر هست که چين مي تواند به عنوان يکي از شرکاي مهم تجاري ما در سطح جهان تبديل شود. اين از آن سو مهم است که ما مي توانيم در صورت انديشه درست و اقتصادي رابطه اي دو جانبه ، سالم و به نفع طرفين داشته باشيم تا بر خلاف گفته برخي از کارشناسان که معتقدند واردات کالاهاي چيني صنايع ما را با بحران مواجه مي کند ، تا بتوانيم با ورود فناوري ساخت محصولات ارزان قيمت با کيفيت بالا ، زيربناي توليداتمان را آنقدر قوي کنيم تا در ميدان رقابت منبع واردات کالاهاي رقيب چشم ندوزيم.

 

ادامه دارد....

نوشته شده توسط محمد وثوقمند در دوشنبه 29 آبان1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

مديريت انگيزش، كاركنان برانگيخته

نويسنده : موسي نصيري

زماني كه كارمندي با سطح عملكرد بالا به مقام مديريت ترفيع مي‌يابد، برخي اوقات تنها يك تفكر سطحي صرف اين مي‌شود كه مدير جديد چگونه مي‌تواند به طور موثر در زير دستانش انگيزش ايجاد كند.

ممكن است چنين به نظر برسد كه توانايي براي انگيختن افراد استعداد ذاتي باشد كه ممكن است فردي آن را دارا باشد و يا نباشد، اما اين توانايي را مي‌توان از طريق اصلي كه ((مديريت انگيزش)) ناميده مي‌شود، مورد بررسي قرار داده و اكتساب كرد.

مديريت انگيزش بر روي سه شرط اعتماد به نفس، اطمينان و رضايت تمركز دارد.

غفلت از توسعه و گسترش اين مهارت براي مديران هزينه بالايي دارد. زماني كه كاركناني با سطح عملكرد بالا مشكلات انگيزشي حل نشده‌اي داشته باشند، امكان دارد سطح عملكرد آنها پايين آمده و يا كار خود را به منظور اكتساب كار ديگري رها سازند.

از سويي اگر در كاركناني كه سطح عملكرد پاييني دارند، به منظور ارتقاي سطح عملكردشان انگيزش ايجاد نگردد، نتايج را پايين كشانده و باعث كاهش بهره‌وري در ميان ديگر اعضاي تيمشان خواهند شد. بدتر اينكه آنها بندرت كار خود را رها مي‌سازند، چرا كه جايي براي رفتن ندارند. مساله عمده اين است كه وقتي كه كاركنان مشكلات انگيزشي داشته باشند، مديران هزينه‌هاي سنگيني را متحمل مي‌شوند.

مديريت انگيزش

نكته اصلي در مديريت انگيزش اين است كه بدانيم كاركنان به وسيله چيزي انگيخته مي‌شوند كه تحقق آن را باور دارند و اين تحقق نه به وسيله وعده و وعيد مديران، بلكه به وسيله درجريان آوردن سه شرط لازم براي انگيزش يعني اعتماد به نفس، اطمينان و رضايت به وسيله ايجاد محيطي كه در آن سه شرط تقويت مي‌شوند، مديران مي‌توانند در كاركنان خود انگيزش ايجاد كنند.

اعتماد به نفس

زماني كه كاركنان بر اين جمله باور دارند كه ((من نمي‌توانم اين كار را انجام دهم))، آنها ميل دارند كه از كار خود دست بكشند و يا حداكثر اينكه آن كار را با دو دلي انجام مي‌دهند. فقدان اعتماد به نفس يك مشكل درون گستر انگيزشي است. آن زماني رخ مي‌دهد كه انتظارات از سطح عملكرد غيرواقعي بوده، حجم كار به طور غيرممكن زياد باشد و آموزش تا اندازه نيازهاي كاركنان تنزل پيدا كرده و در آن سطح حفظ شود.به علت واقع بين  نبودن مديران نسبت به اهميت اين مساله، كاركنان نسبت به گفتن اينكه ((آنها نمي‌توانند كارشان را انجام دهند)) ترس دارند. بسياري از كاركنان مي‌ترسند كه اگر چنين بگويند، مدير، آن كار را به شخص ديگري تفويض كرده و آنها كار خود را از دست بدهند، لذا كاركنان تظاهر مي‌كنند كه همه چيز خوب پيش مي‌رود. در نتيجه به مشكل اعتماد به نفس آنها توجهي نمي‌شود. در اين ميان فرهنگ سازماني نيز شريك جرم است كه به كاركنان اجازه نمي‌دهد تا آزادانه در باره مشكل اعتماد به نفس صحبت كنند.زماني كه كارمندي مي‌گويد كه مي‌تواند كاري را انجام دهد، يك مدير خوب قادر به تشخيص اين مساله هست كه آيا واقعاً كارمند مي‌تواند آن كار را انجام دهد يا خير. براي مثال اگر كارمندي نسبت به واگذاري كاري به وي با اين جمله عكس‌العمل نشان دهد كه: ((اگر همه چيز خوب پيش برود، گمان مي‌كنم كه احتمالاً از عهده كار برآيم)). روشن است كه اين كارمند مشكل اعتماد به نفس دارد. همچنين اگر كارمندي نسبت به واگذاري كاري به وي نظر خود را بيان نكرد، مديريت مي‌تواند به روش‌هاي دوستانه برنامه‌ريزي را به منظور انجام دستورالعمل‌ها جويا شود.

نكته مهم ديگر اين كه، مديران مي‌توانند به وسيله واگذاري كارها به كاركنان كه ذاتاً كاري را خوب انجام داده و از انجام آن لذت مي‌برند، انگيزش را بهبود بخشند. وقتي كاركنان به طور ذاتي مي‌توانند كارشان را خوب انجام بدهند، همه آنها مي‌دانند كه از عهده كار برمي‌آيند، در نتيجه مشكل اعتماد به نفس وجود نخواهد داشت.

اطمينان

زماني كه كاركنان بر اين باور باشند كه پاداش‌ها ودريافت‌هاي آنان با عملكرد آنها متناسب نيست، آنها با يك مانع انگيزشي مواجهند. زماني كه كارمندي مي‌گويد: ((من به آنچه كه شايسته عملكرد من است نخواهم رسيد))، وي مشكل اطمينان دارد.براي مديران شناخت مشكل اطمينان آسان است، چرا كه خود كاركنان آن را بيان مي‌‌كنند. با اين وجود دو مشكل وجود دارد كه مديران با آن مواجهند، اول اينكه مشكل اطمينان بسرعت قابل رفع نيست و زمان مي‌برد تا اطمينان ايجاد شود. دوم اينكه ارائه چيزي كه شايسته عملكرد كاركنان است برخي اوقات تبعات نامساعدي را در پي دارد.ارائه پاداش به كاركناني كه داراي سطح عملكرد بالايي هستند ممكن است آسان باشد، ولي دريغ كردن پاداش از كاركناني كه ضعيف عمل مي‌كنند برخي اوقات ناراحت كننده است. بخصوص زماني كه اين افراد، افرادي آشوب برانگيز و يا برعكس كاركناني وفادار، فداكار و سخت كوش باشند.ارائه چيزي كه درخور عملكرد كاركنان باشد، مهم است. براي انجام اين كار برخي مديران به كاركناني كه ضعيف عمل مي‌كنند و به همكاران آنها پيامي مي‌دهند مانند والديني كه به دو بچه خود پيام مي‌دهند كه اگر اتاق مشتركشان را مرتب سازند به آنها جايزه خواهند داد. سپس به هر دوي آنها جايزه مي‌دهند، در صورتي كه يكي از آنها اتاق را مرتب ساخته است. اين كار به هر دو بچه مي‌آموزد كه آنها براي به دست آوردن چيزي كه مي‌خواهند مجبور نيستند كاري را انجام دهند. متاسفانه بسياري از كاركنان اين آموزه را ياد گرفته‌اند و اين علت اصلي مسايل انگيزشي و عملكردي د رمحيط كار است.

اشتباه ديگري كه مديران مرتكب مي‌شوند اين است كه وظايف و كارها را به كاركنان محول كرده و هرگز پيگير آن نمي‌شوند آنها ممكن است فكر كنند كه با دادن جا و مكان و استقلال، كار درستي انجام داده‌اند، اما در حقيقت آنها رفتارهاي مثبت را تقويت نكرده‌اند يا بهتر بگوييم رفتارهاي منفي را اصلاح نكرده‌اند.كاركنان مي‌خواهند كه مدير پس از واگذاري وظيفه، پيگير كارها باشد تا بداند كه آنها كار را درست انجام مي‌دهند و بفهمد كه آنها چه كاري را بهتر مي‌توانند انجام دهند. تناسب داشتن نتايج عملكردهاي مثبت با پاداش‌ها و دريافتي‌هاي كاركنان باعث تقويت اين رفتارها شده و بهره‌وري را افزايش مي‌دهد.

رضايت

گاهي كاركنان احساس مي‌كنند نتايجي را كه به دست مي‌آورند رضايت بخش نيست. ممكن است كه كارمندي بگويد: ((من چيزي را كه مي‌خواهم از كارم به دست نمي‌آورم)). در اين صورت براي كاركنان مشكل است احساس كنند كه كار خود را مي‌توانند انجام دهند (اعتماد به نفس) و دريافتي‌ها نيز با عملكرد آنها متناسب است (اطمينان) اما آنها برانگيخته نخواهند شد. اگر احساس كنند كه نتايج رضايت بخش و ارضا كننده نيست. براي هيچ كس معقول و منطقي نيست كه براي به دست آوردن چيزي كه نمي‌خواهد، سخت كار كند.بسياري از مديران در صرف وقت براي فهميدن اينكه براي هر يك از كاركنان چه چيزي رضايت بخش است و چه چيزي رضايت بخش نيست كوتاهي مي‌كنند. بسياري ا زمديران در عرصه باور و عمل دچار اشتباه مي‌شوند. با اين تفكر كه همه افراد در يك روش مشترك برانگيخته مي‌شوند. واضح است كه اين عقيده نادرست است، چيزي كه فردي را ارضا مي‌كند ممكن است براي فردي ديگر ارضا كننده نباشد.براي مثال كارهاي چالش انگيزي كه براي برخي كاركنان  برانگيزاننده است، ممكن است براي برخي ديگر تهديدآميز باشد. برخي كاركنان كارهاي معين و ثابت را ترجيح مي‌دهند، در حالي كه عده‌اي ديگر به وسيله تنوع كاري ارضا مي‌شوند. برخي كاركنان با رسيدن به سه دريافتي مهم پول، ترفيع و امنيت شغلي ارضا مي‌شوند، در حالي كه براي برخي از كاركنان مولفه‌هاي ديگري از رضايت وجود دارد از قبيل: تحسين، قدرداني، آزادي، صداقت و... .دستيابي به اين پاسخ كه افراد از چه طريقي احساس رضايتمندي مي‌كنند ساده است، ولي برخي مديران آن را ناديده مي‌گيرند.اگر از كاركنان بپرسيد كه چه چيزي آنها را برمي‌انگيزد، آنها با ميل و رغبت خواهند گفت كه چه چيزي از شما مي‌خواهند.

نكته جالب اين است كه اگر خود كار ارضا كننده باشد، كاركنان حتي از كسرها و نواقص دريافتي‌ها و پاداش‌هاي خود اغماض خواهند كرد. چرا كه آنها به ((تمتع كاري)) رسيده‌اند، چيزي كه در محيط‌هاي كاري امروزي براي بسياري از افراد ارزشمند است.

راه حل براي مشكلات انگيزشي

بزرگترين مانعي كه مديران در بهبود انگيزش با آن مواجهند تصور غلط آنها از شغل‌شان به عنوان يك مدير است.كار يك مدير حل كردن همه مشكلات نيست چرا كه حل كردن موثر همه مشكلات در حيطه كاري آنها غيرممكن است. آنها بايد به راه حل‌هاي مشكلات دست پيدا كنند. اين مساله در مورد انگيزش آسان است. زماني كه كاركنان به طور صحيح برانگيخته نمي‌شوند، آنها خود مي‌دانند كه چه مشكلاتي وجود دارد و راه حل‌هايي را كه در مورد مشكلات آنها كارگر خواهد بود مي‌شناسند. مديران مي‌توانند كاركنان را در جهت بيان علل اصلي مشكلات خود و پيشنهاد راه حل‌هايشان براي بهبود انگيزش سوق دهند.

دستيابي به اين راه حل‌ها يك فرآيند دو مرحله‌اي است. در مرحله اول شما بايد كاركنان را براي صحبت كردن مهيا سازيد و به آنها كمك كنيد كه اطمينان داشته باشند كه ارائه پاسخ‌هاي صادقانه و واقعي، مطلوب ومدنظر شماست و اين گفت و شنود آزادانه هيچ گونه تبعات منفي براي آنها نخواهد داشت.

در مرحله دوم براي دستيابي به حقيقت بايد سوالاتي صحيح بپرسيد.

براي آماده سازي افراد براي صحبت كردن مي‌توانيد بااين جمله شروع كنيد:

((من  مي‌دانم كه شما با برخي مسايل نامساعد مواجه هستيد. من مايلم به شما كمك كنم، اما به تنهايي نمي‌توانم. من هر چه كه شما مي‌گوييد به صورت محرمانه حفظ خواهم كرد و از آنها تنها در راه كمك به شما استفاده خواهم كرد)).

سپس اقدام به پرسيدن سوالاتي صحيح از آنها كنيد. براي بررسي مشكل ((اعتماد به نفس)) سوالات زير را انجام دهيد:

-  آيا مي‌دانيد از شما چه انتظاري مي‌رود؟

- به نظر شما چه چيز مورد انتظار قابل حصول است؟

- آيا شما مي‌توانيد كاري را كه از شما خواسته شده انجام دهيد و نيز آيا مي‌توانيد آن را به موقع انجام دهيد؟

- در رابطه با موضوع ((اطمينان)) از كاركنان خود سوالات زير را انجام دهيد:

-  آيا شما مي‌دانيد كه در مقابل عملكرد خوب چه چيزي ارائه مي‌شود؟

- به عقيده شما چيزي را كه ما در گذشته وعده داده بوديم محقق ساخته‌ايم؟

-  آيا شما انتظار داريد چيزي را كه ارائه مي‌شود به دست آوريد؟

- اگر شما ضعيف عمل مي‌كنيد انتظار چه اتفاقي راداريد؟ در نهايت براي كشف مسائل مربوط به ((رضايت)) از كاركنان خود سوالات زير را انجام دهيد:

- چه چيزي براي شما ارضا كننده است؟

-  آيا كارتان براي شما معني دار است؟

-  آيا چيزي وجود دارد كه شما آن را نخواهيد؟

- آيا شما چيزي را كه ارائه مي‌شود مي‌خواهيد؟

-  آيا چيزي هست كه شما آن را مي‌خواهيد ولي آن ارائه نمي‌شود؟

مديراني كه از اين رويكرد استفاده مي‌كنند در مي‌يابند كه عدم جست و جو براي پيدا كردن راه حل به مسائل انگيزشي، انجام كارها از روي حدس و گمان، آغازهاي توام با شكست و فرصت‌هاي از دست رفته را در پي خواهد داشت. همچنين درمي‌يابند كه مديريت انگيزشي امري است كه مشخصاً مستلزم پرسيدن سوالاتي صحيح است.

راه حل براي مشكلات انگيزشي ممكن است به سادگي اين فرآيند سه مرحله‌اي باشد كه مديريت انگيزش ناميده مي‌شود. اول اين كه به كاركنان كمك كنيد كه اعتماد به نفس خود را كه براي نيل به انجام كارها به آن نياز است افزايش دهند.

دوم اين كه كاركنان اطمينان داشته باشند كه شما آنچه را كه شايسته عملكرد آنهاست به آنها خواهيد داد و سوم اين كه براي كاركنان اين امكان را مهيا سازيد كه در كار خودشان به رضايت دست پيدا كنند.

زماني كه اين سه شرط در كنار هم تامين شوند، انگيزش كاركنان افزايش پيدا خواهد كرد و به دنبال آن عملكردشان نيز بهبود مي‌يابد.

 

منبع:

HR Magazine

Society For Human Resources MANAGEMENT

Three Steps to Motivating Employees

Thad Grenn, Ph. D. Nov. 2000

نوشته شده توسط محمد وثوقمند در یکشنبه 28 آبان1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

ساختارتبليغات در ايران

نويسنده : علي اسكندري فوق ليسانس تبليغات بازرگاني

براي توصيف علمي ساختار تبليغات در ايران ، صنعت تبليغات كشور را مي توان به چهار بخش تفكيك كرد :

دپارتمانهاي بازاريابي درمؤسسات توليد كالا

كانونهاي تبليغاتي

سازمانهاي آگهي دررسانه ها

محيط تبليغات

هريك از اين چهار بخش مسائل مخصوص به خود را دارد ، هرچند دربرخي موارد ، مسائل ساختاري تبليغات در كشور به هر چهار بخش مربوط ميشوند .

دپارتمانهاي بازاريابي درمؤسسات توليد كالا

طبيعي است كه هر سازمان يا واحد توليد كالا و خدمات نياز به يك دپارتمان بازاريابي دارد كه بر امور تبليغات و بازاريابي كالاها و خدمات نظارت داشته باشد . دهها هزار واحد توليدي و خدماتي در كشور فعاليت دارند كه همهء آنها ، به اين دپارتمان نياز دارند . به همين دليل است كه كل دپارتمانهاي بازاريابي واحدهاي توليدي و خدماتي به عنوان يك بخش مهم از صنعت تبليغات كشور محسوب ميشود .

براي شرح مسائل ساختاري در اين بخش ، مي توان فعاليتهاي عمدهء دپارتمانهاي بازاريابي را به پنج مقوله اساسي تفكيك كرد :

نظارت وطرح ريزي چرخهء حيات كالا

نظارت و طرح ريزي مشخصات اساسي برند ( كالاي تجاري )

انتخاب كانون تبليغاتي

نظارت و طرح ريزي برنامهء روابط عمومي

نظارت و طرح ريزي ارتقاي فروش

1-1- نظارت و طرح ريزي چرخه حيات كالا

به طوركلي ، نظارت و طرح ريزي چرخه حيات كالا (plc) ، به عهده مدير برند است كه عملا" مهمترين نقش را در يك دپارتمان بازاريابي ايفا مي كند .

به عبارت ديگر ، نظارت وطرح ريزي چهار فاز درحيات يك كالاي معين ، يعني فاز معرفي ، فاز شد ، فازبلوغ ، و فاز افول فروش برعهدهء مدير برند است . مديريت اين فازها هم نياز به دانش تبليغات و هم نياز به شناخت بازارها و مخاطبان دارد .

2-1- نظارت و طرح ريزي مشخصات اساسي برند

هر برند داراي سه ويژگي اساسي است كه مجموعا" هويت برند ( brand equity) ناميده ميشود . اين سه ويژگي عبارتند از : قابليت ذاتي برند ، چهره برند و شخصيت برند. نظارت و ارتقاي اين سه ويژگي برند بر عهده مدير برند است . بديهي است كه وي نياز به دانش تبليغات و شناخت برند و توانايي ارزش گذاري برندها دارد .

3-1- انتخاب كانون تبليغاتي

انتخاب كانون تبليغاتي كار بسيار حساسي است كه اشتباه در آن ميتواند خسارتهاي بزرگي پديد آورد . البته تدوين استراتژي تبليغات ، برنامه تبليغاتي كامل ، خلاقيت و توليد فني و خريد رسانه به عهده كانون تبليغاتي است ، اما مدير دپارتمان بازاريابي بايد برآنها نظارت كند و بتواند درستي و يا عدم درستي روال كار را تشخيص بدهد .

4-1- نظارت و طرح ريزي برنامهء روابط عمومي

روابط عمومي در سازمانها و واحدهاي صنعتي ميتواند مكمل تبليغات و بازاريابي باشد. به ويژه كه روابط عمومي ميتواند درمعروفيت برند و سازمان و خدمات پس از فروش نقش مهمي داشته باشد ودر مواردي بدون هزينهء رسانه ، پيامهاي تبليغاتي ارائه دهد .

اما نظارت بر فعاليتهاي روابط عمومي و ارائه مشاور به مدير روابط عمومي برعهده مدير دپارتمان بازاريابي است .

5-1- نظارت و طرح ريزي ارتقاي فروشندگي

در موارد بسيار ، روشهاي جديد فروشندگي ميتواند هزينهء بازاريابي و تبليغات را كاهش دهد و به تنهايي فروش محصولات و خدمات را بالا ببرد . اما اين مهارت در روشها نيز تاحدود زيادي به دانش تبليغات و دانش رسانه ها نياز دارد .

نتيجه :

مديربرند يا به هر حال مدير واحد بازاريابي ، در هر پنج زمينه ياد شده به دانش تبليغات نياز دارد . در مجموع ، مشكلات اين پنج زمينه به دو مقوله تقسيم ميشود :

الف – فقدان برنامه هاي آموزشي مخصوص دپارتمانهاي بازاريابي . دست كم يك برنامه آموزشي 30 تا 100 ساعته براي دهها هزار متصدي و مدير بازاريابي ضروري است .

ب – فقدان انجمن ها و تشكلات صنفي ( مشابه انجمن صنفي تبليغات ) بازاريابي . دست كم به تعداد اتحاديه هاي صنفي ، انجمن ها و تشكلات بازاريابي نياز مبرم وجود دارد .

2- كانون هاي تبليغاتي

درايران ، حدود 3000 كانون تبليغاتي فعاليت دارند كه خوشبختانه به دليل رقابت جدي و نظارت وزارت ارشاد بر آنها ، فعاليت آنها تا حدودي علمي و منطقي محسوب ميشود .

فعاليت كانونهاي تبليغاتي را بر سه نوع ميتوان تقسيم كرد .

تدوين كمپين يا برنامه تبليغاتي كامل ، شامل تحليل موقعيت ، بودجه بندي ، هدف گذاري ، طرح ريزي رسانه ، خلاقيت ، توليد فني ، آزمايش نسخه ، هماهنگي ، خريدرسانه ، مستند سازي .

تدوين استراتژي تبليغات ، كه معمولا" شامل سه يا چهار مرحله تحليل موقعيت ، ارزيابي كمي برند ، تعيين بودجه تبليغات و هدف گذاري است .

تدوين برنامه تبليغاتي توليد ، كه معمولا" درسه يا چهار مرحله تدوين كانسپت يا مفهوم ، طرح ريزي رسانه ها ، توليد فني ، خريد رسانه ها انجام مي گيرد .

گرچه تقريبا" كل كانونهاي تبليغاتي درايران براساس روش سوم فعاليت مي كنند ، اما با توجه به رشد علمي كه دراين محافل ديده ميشود ، ميتوان انتظارداشت كه بزودي پيشرفتهاي قابل توجهي در آنها رخ دهد .

شايد مهمترين كمبود در اين بخش ، دانش و آگاهي دربارهء فناوري نوين باشد كه متاسفانه در ايران در همهء بخشهاي اقتصادي ديده ميشود .

سازمانهاي آگهي در رسانه ها

در ايران علاوه بر شهرداريها كه مالكان تابلوهاي محيطي هستند ، حدود 2000 رسانه چاپي و پخشي فعال هستند كه اغلب ، بخشي از درآمد خود را از راه آگهي ها تامين مي كنند . علاوه بر اين موارد ، پايگاههاي اينترنت نيز به طور بالقوه ميتوانند حكم رسانه هاي تبليغاتي را داشته باشند كه چون تعداد آنها بسيار زياد است ، بايد توجهي شايسته و جداگانه اي به آنها شود .

البته ظاهر قضيه حاكي از آن است كه رسانه ها نيازي به دانش و مهارت در زمينه تبليغات ندارند . اما در عمل ، مديريت رسانه و مديريت سازمان آگهي ها نيازمند دانش تبليغات است. اين مطلب با توجه به زمينه هاي فعاليت سازمان آگهي ها در رسانه ها كه بر سه قسمت تقسيم ميشود ، مشهود است :

در اجراي دقيق آگهي مطابق خواسته كانون

ارتقاي برند رسانه ، كه نتيجهء آن ارتقاي فضا ، زمان و افزايش قيمت آگهي خواهد بود .

نظارت آگهي ها و رسانه سنجي (media rating) براي سنجش اثر بخشي رسانه و ارتقاي پارامترهاي اثر بخشي رسانه .

بنابراين ، سه زمينهء مزبور نشان مي دهد . آموزش تبليغات در سازمان آگهي هاي رسانه ها نياز به برنامه هاي ويژه اي دارد كه با برنامه هاي آموزشي كلاسيك تبليغات بسيار متفاوت است .

محيط تبليغات

به طور كلي ، محيط تبليغات از پنج مقوله تشكيل ميشود :

قوانين و مقررات

زيرساختهاي تبليغات

مشخصات فرهنگي و بافت جمعيتي

موسسات تامين پژوهشهاي تبليغات

انجمنهاي حمايت از مصرف كننده

1-4- قوانين و مقررات

مقررات ، ومشخصات فرهنگي و اخلاقي محيط تبليغات براساس سه مقولهء ارزش ، هنجار و قانون به وجود مي آيند و مراعات ميشوند يا بايد مراعات شوند . در اين زمينه دو مسائله بسياراساسي مربوط به كشور ايران عبارتند از :

الف – با توجه به تحولات اخير درفرهنگ كشور ، لازم است تغييراتي در قوانين ومقررات اعمال شود .

ب – با توجه به طي مراحل عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني ، قوانين ومقررات كشور بايد طوري بازنگري شوند كه فعاليتهاي اقتصادي كشور و صنعت تبليغات كشور جايگاه شايستهء خود را كسب كند .

2-4- زيرساختهاي تبليغات

همچنانكه فعاليتهاي اقتصادي نيازمند زيرساختهايي هستند كه عمدتا" بايد از سوي دولت تاسييس شوند ، تبليغات نيز نيازمند زير ساختهايي است كه بايد وزارت ارشاد ، وزارت ارتباطات ، و چند وزارتخانهء ديگر عهده دار ساخت آن شوند . مهمترين اين زير ساختها ، مجموعه اي از بانكهاي اطلاعاتي و پايگاه هاي وب است كه به عنوان مرجع معتبر در همهء برنامه هاي تبليغاتي كاربرد دارند . علاوه بر اين موارد ، ساختن شبكه هاي ارتباطي سريع براي پخش تبليغات كشور بسيار ضروري وفوري است كه بايد بدان توجه شود .

رسانه هاي قوي مورد نياز در تبليغات ، بدون حمايتهاي دولتي نمي توانند به وجود آيند و دوام داشته باشند . تسهيلات خريد وفروش الكترونيكي مورد نياز درتبليغات نيز عمدتا" به زير ساختهاي ويژه اي نياز دارند كه متاسفانه در كشور ما تقريبا" هيچ توجهي به آنها نشده است .

3-4- مشخصات فرهنگي وبافت جمعيتي

فرهنگ وجمعيت ومشخصات بافت جمعيتي ايران ، ويژگيهاي كاملا" متمايزي از كشورهاي صنعتي دارد . اما متاسفانه مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي و جمعيتي ضروري تبليغات در كشور انجام نشده است .

4-4- موسسات تامين پژوهشهاي تبليغات

يكي از اركان اساسي و مهم برنامه هاي تبليغاتي و مديريت رسانه ، پژوهشهاي بازار و مخاطب شناسي است كه بايد از سوي موسسات تخصصي انجام شود . در كشور ما بجز يكي دو موسسه مطالعاتي رسانه ها و مخاطب شناسي تقريبا" هيچ موسسه اي وجود ندارد ، درحالي كه ظرفيت تاسيس اين موسسات بسيار زياد است و فقط در تهران ، دست كم 200 تا 300 موسسهء مطالعات مرتبط با تبليغات لازم است .

كافي است توجه شود كه فقط با يك درصد هزينه هاي تبليغات در كشور ما ميتوان حدود 20 موسسهء پژوهش تبليغات تاسيس كرد كه به تنهايي ميتوانند دست كم 20 تا 30 درصد اثر بخشي تبليغات را افزايش دهند . اين ادعا ( كه قطعا" درست است .) متاسفانه نشان دهندهء وجود يك بحران در صنعت تبليغات كشور است .

5-4- انجمنهاي حمايت از مصرف كننده

انجمنهاي حمايت از مصرف كنندگان كه در ايران جاي آنها خالي است ميتوانند بازدهي تبليغات ، توليد و نهايتا" اقتصاد كشور را افزايش دهند.

نوشته شده توسط محمد وثوقمند در یکشنبه 21 آبان1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

خلاصه از کتاب بسیار ارزشمند مدیریت بازاریابی فیلیپ کاتلر - قسمت اول

بازاريابي چيست ؟
يک فرايند اجتماعي و مديريتي است که بوسيله آن , افراد و گروهها , نيازها و خواسته هاي خود را از طريق توليد , عرضه و مبادله کالاهاي مفيد و با ارزش با ديگران تامين مي کنند .

تعريف بازاريابي بر مفاهيم اساسي زير تاکيد دارد :
نيازها , خواسته ها و تقاضا
محصولات , خدمات و ايده
فايده , هزينه و رضامندي
مبادله و معاملات
روابط و شبکه ها
بازارها
بازاريابان و مشتريان

نيازها :
بازاريابي با نيازها و خواسته هاي بشر آغاز مي شود.مردمان براي بقاي خود به غذا , آب , هوا , پوشاک , پناهگاه , سرگرمي , آموزش وساير خدمات نيازمندند .
بطور مثال نيازها و خواسته هاي مردم آمريکا در يک سال معين به اين گونه است : 67 ميليارد عدد تخم مرغ - 5 ميليون دستگاه سشوار - 133 ميليون مايل مسافرت هوايي در داخل کشور - 4 ميليون جلسه درس توسط استادان انگليسي زبان در دانشگاه ها و ....

خواسته ها :
ميل و علاقه به اقلام خاصي هستند که برطرف کننده نيازها ميباشد.مثلا يک نفر آمريکائي وقتي به غذا نياز دارد , خواستار يک همبرگر, سيب زميني سرخ کرده و يک نوشابه کوکا کولا است.اين نيازدر جامعه اي ديگر بگونه اي کاملا متفاوت تامين ميشود .اگرچه نيازهاي بشر معدود مي باشد ولي خواسته هاي او بسيار زيادند.

تقاضا :
خواسته ها زماني به تقاضا تبديل ميشوند مه با قدرت خريد همراه باشند . بسياري از مردم خواستار يک دستگاه اتومبيل مرسدس بنز هستند ولي فقط تعداد اندکي از مردم توانايي خريد آن را دارند .لذا شرکتها نه فقط بايد بدانند که چه تعداد افرادي خواهان محصولات آنها هستند بلکه مهمتر بايد بدانند که چه تعداد از اين افراد تمايل و توانايي خريد دارند .

__ کالاها (محصولات , خدمات و ايده ) :
مردم نيازها و خواسته هاي خود را با استفاده از خدماتي که آن کالا ارائه مي دهد,تامين مي کنند . يک کالا از سه جزء تشکيل شده است :  1-محصول فيزيکي  2- خدمت  3- ايده
براي مثال يک رستوران غذا خوري عرضه کننده محصول فيزيکي (همبرگر, سيب زميني سرخ کرده و  نوشابه کوکا کولا ) است و خدمات (خريد مواد اوليه - پخت و پز و تدارک ميز و صندلي براي نشستن ) و ايده ( در وقت من صرفه جويي ميشود ).
اهميت محصولات فيزيکي نه به خاطر مالکيت آنها بلکه بنابر خدماتي که انجام مي دهند است.
بطور مثال : خريد اتومبيل = خدمات حمل و نقل                    خريد اتاق گاز = خدمت پخت و پز
لذا بايد بازاريابان به خدماتي که آن محصول ارائه مي دهند بپردازند نه خود آن محصول .

__ فايده , هزينه و رضامندي :
مصرف کنندگان چگونه از بين محصولات زيادي که تامين کننده نيازهاي آنان است, يک محصول خاص را انتخاب ميکنند ؟؟؟
فرض کنيد سما براي اينکه سرکار خود برسيد بايد روزانه km 3 راه طي کنيد . شما براي برطرف کردن اين نياز محصولات زير را داريد :(اسکيت - دوچرخه - موتور سيکلت - اتومبيل - تاکسي يا اتوبوس ) اين محصولات ( وسايل ) سبد شما را تشکيل ميدهند.
حال فرض کنيد شما علاوه بر رسيدن به سرکار چندين نياز اضافي ديگر نيزداريد که عبارت است از : سرعت - ايمني - سهولت و صرفه اقتصادي , اينها نيز تشکيل دهنده سبد نياز شما هستند.مثلا يک دوچرخه آهسته تر حرکت مي کند - ايمني کمتري دارد - ودر مقايسه با اتومبيل مستلزم تلاش بيشتري است و بسيار اقتصادي تر است . شما بايد محصولي را انتخاب کنيد که فايده , رضامندي بيشتر و هزينه کمتري داشته باشد.(هزينه فرصت از دست رفته نيز محاسبه شود ).

___ مبادله و معاملات :
مردم براي بدست آوردن کالاي مورد نياز خود 4 شيوه متفاوت در اختيار دارند.
1- خود توليد کنند
2-اجبار يا زور
3-تکدي گري
4-مبادله >>>> که بازاريابي از اينجا نشات مي گيرد
مبادله عبارت است از : دريافت چيزي مطلوب از ديگران در مقابل پرداخت ما به ازاي آن .
براي تحقق مبادله 5 شرط لازم است :
1-بايد 2 طرف وجود داشته باشد
2- هر يک از طرفين براي مبادله بايد چيز با ارزشي داشته باشند
3- هر طرف بايد داراي توانايي لازم براي مراوده و تحويل با طرف ديگر باشد .
4- هر طرف بايذد در رد يا قبول پيشنهاد آزادي عمل داشته باشد .
5- هر طرف بايد بر اين باور باشد که انجام مبادله براي او مناسب است.
پس از حصول توافق مي توان نتيجه گرفت معامله اي صورت مي پذيرد
معامله : گونه اي از داد و ستد فايده, بين 2 طرف يا بيشتر است .
در هر معامله هر يک از طرفين شرايطي براي انجام معامله دارند که به فرايند تلاش براي حصول توافق متقابل بر شرايط آن , مذاکره مي گويند.

__روابط و شبکه ها :
بازاريابي رابطه , ايجاد رابطه رضايتبخش بلند مدت با طرف اصلي رکت به منظور تداوم فعاليت اقتصادي انها با شرکت است . بازاريابي رابطه, منجربه پيوندهاي اقتصادي ,فني و اجتماعي موثر و پر مايه اي مي گردد . نتيجه نهاي بازاريابي رابطه ايجاد يک دارايي منحصر به فرد براي شرکت است که شبکه بازاريابي نام دارد . يک شبکه بازاريابي متشکل از شرکت و تمام مشتريان , کارکنان  , عرضه کنندگان , توزيع کنندگان , خرده فروشان , دفاتر تبليغاتي و ساير افرادي است که شرکت با آنها روابط اقتصادي سودآور متقابل ايجاد کرده است .

__بازار :
مفهوم مبادله, بهمفهوم بازار مي انجامد .
بازار : مشتمل بر تمام مشتريان بالقوه اي مي باشد که داراي نياز و خواسته مشترک باشند و براي تامين نياز و خواسته خود به انجام مبادله متمهيل بوده و توانايي اين کار را داشته باشند .

__بازاريابان و مشتريان بالقوه :
مفهوم بازاتر در يک چرخه کامل ما را به مفهوم بازاريابي مي رساند . بازاريابي به معني کار با بازارها , به منظور تحقق مبادلات بالقوه با هدف تامين نيازها و خواسته هاي انساني .
وقتي يک طرف بازار به صورت فعالانه تري نسبت به طرف ديگر به دنبال انجام مبادله باشد مي توانيم طرف فعال تر را بازارياب و طرف دوم را مشتري بالقوه بناميم .
بازارياب: کسي است که در جستجوي يک يا چند مشتري بالقوه باشد.
مشتري بالقوه : کسي است که به تشخيص بازارياب , داراي تمايل و توانايي بالقوه اي براي انجام مبادله ي مفيد و سودمند باشد .
در شرايطي که هر دو طرف بازار فعالانه در پي انجام مبادله باشند , هر دوي آنها بازارياب هستند و وضعيت پيش آمده را        بازاريابي دو جانبه (Reciprocal Marketing ) نام دارد . مانند زمانيکه يک منزل مسکوني در معرض فروش است و تعدادي از مردم درصدد خريد آن بر آمده اند .
                            
 

نوشته شده توسط محمد وثوقمند در یکشنبه 7 آبان1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

زندگینامه بزرگان مدیریت - قسمت اول

carlos Ghosn»از جمله معدود مغزهاي متفکري است که با قدرت انديشه بالاي خود توانسته در يک زمان هدايت دو کمپاني بزرگ را برعهده گيرد و در هر دو به عنوان يک پديده باور نکردني ظاهر شود. مديريت کمپاني «Nissan Motor» ژاپن، «Renault S.A» فرانسه و همچنين عضويت در هيات مديره امپراطوري «Sony» و شرکت «Alcoa»، تمامي اينها شرايطي است که براي هر فرد ممکن است با تمام توان و تجربه و دانشي که داشته باشد محال وباور نکردني باشد. نکته جالب اينجاست که«Ghosn» علاوه بر اينها در کشور ژاپن به عنوان يک فرد موثر و دست اندر کار حرفه اي در لوازم خانگي نيز شهرت دارد!
«carlos Ghosn» نمونه کامل مديري است که با آشنايي کامل از فرهنگ هاي مختلف، بازارهاي چند مليتي را شناسايي کرده و با استفاده از خردو دانش بالاي خود نبض هر يک از اين بازارها را در اختيار خود گرفته است. مديري که خود متولد آمريکاي جنوبي است، کار رسمي خود را در اروپا آغاز کرده و اوج شهرتش را در آسيا تجربه نموده و حال هر هفته بين سه قاره آسيا، اروپا و آمريکا در حال سفر است تا مبادا از تجربيات ديگران عقب بماند.
دادن جاني دوباره به کمپاني تقريبا ور شکسته «نيسان» که حال به عنوان کمپاني شماره دو خودرو سازي ژاپن مجددا به عرصه رقابت بازگشته است، سبب شد تا نام «Ghosn» به عنوان يک اسطوره در اذهان مردم ژاپن باقي بماند. هنگامي که او در سال 1999 سکان هدايت اين کمپاني را در دست گرفت، به همه هواداران اين شرکت قول داد که در عرض دو سال مجددا آن را به روزهاي پرشکوه اوليه اش بازگرداند و اگر موفق به انجام دادن اين کار نگردد، بلافاصله پس از اين مدت از سمت خود استعفا خواهد کرد و همگان ديدند که بعد از مدت دو سال نه تنها نيازي به استعفاي او نبود بلکه براي موفقيت او جشن هاي بزرگي برپا گرديد.
اينکه مليت او واقعا کجايي است مساله اي نيست که به راحتي بتوان به آن پرداخت «carlos Ghosn» در نهم مارس 1954 در برزيل متولد شد.پدر و مادرش اصليتي لبناني داشتند و او نيز با شناسنامه فرانسوي(!) در بيروت بزرگ شد. در سال 1974 از دانشگاه پلي تکنيک پاريس فارغ التحصيل شد و در سال 1978 از يکي ديگر از دانشگاه هاي اين شهر مدرک مهندسي گرفت و بلافاصله در يک کمپاني فرانسوي ساخت لاستيک با نام «Michelin» مشغول به کار شد و در سال 1981 به سمت مديريت يکي از شعبه هاي شرکت در پاريس در آمد.
هوش سرشار او در کار عبور از پله هاي ترقي را بسيار آسان گردانيده بود. به سبب توانايي ها و نظريات فوق العاده اش به سرعت مورد توجه مديران «Michelin» قرار گرفت و در فاصله سالهاي 1984 و 1985 به عنوان مسئول بخش تحقيق و توسعه کمپاني به خدمت گرفته شد. پس از آن در سال 1986 به عنوان مسئول هماهنگي شعبات کمپاني در آمريکاي جنوبي به زادگاهش بازگشت و در برزيل مشغول به کارشد. براي مدت چهار سال در آنجا ماند وبازار «Michelin» را در آمريکاي جنوبي قوت بخشيد و بر همين اساس مديران شرکت تصميم گرفتند تا در اختيار گرفتن بازار آمريکاي شمالي «Ghosn» را به آنجا بفرستند. ديگر براي آنها نام«Ghosn» همانند نام سردار لشکري مي آمد که او را به هر ماموريتي مي فرستادند، از پيروزي و کشور گشايي او مطمئن بودند. هر زمان خطري براي بازار يک منطقه احساس مي شد، فورا «Ghosn» در جلسات مطرح مي گرديد و بلافاصله از توان او براي رهايي استفاده مي کردند. اينگونه بود که در سال 1990 ، «carlos Ghosn» به عنوان مسئول نمايندگي هاي کمپاني «Michelin» وارد آمريکاي شمالي شد و فعاليت خود را آغاز نمود. ورود او به اين منطقه به منزله نوسازي ساختار تمامي شعبات حاضر در آنجا بود. با يک خانه تکاني گسترده در اوايل دهه 1990 چنان قدرتي به حضور کمپاني در منطقه بخشيد که مديران آن تصميم به خريد کمپاني لاستيک سازي «Uniroyal Goodrich» گرفتند و از اين وضعيت به مراتب خرسند به نظر مي رسيدند.
با پيچيدن آوازه شهرت و توانايي مهندس «Ghosn» در سراسر جهان و ميان کمپاني هاي بزرگ و صنعتي هر يک در تلاش براي بکارگيري او برآمدند و پيشنهاداتي را مطرح مي نمودند. از ميان تمامي تقاضاها از شرکت هاي دور و نزديک، «Ghosn» به پيشنهاد کمپاني رنوي فرانسه را پذيرفت و در اکتبر سال 96 با اين کمپاني وارد قرار داد شد. در دسامبر آن سال«Ghosn» با سمت مديريت اين کمپاني در «Mercosur» مشغول به کارشد. در اين سمت او مسئوليت بخش هاي مهندسي، توسعه، ساخت، تحقيقات پيشرفته، عمليات قدرت و همچنين خريد محصولات در اين منطقه رابر عهده داشت.
با ورود او به بازار خودرو کم کم استعدادهاي ويژه او در اين صنعت نمايان گشت، سياست هاي اقتصادي او چنان مورد رضايت مديران کمپاني در آمده بود که از او در جلسات مختلف به عنوان يک سياستمدار حرفه اي نام مي بردند، در مدت زمان اندکي با کاهش هزينه هاي اضافي و همچنين تعطيل کردن تعدادي از شعبات کم سوده اين شرکت در مکانهاي مختلف، سبب کسب سود ده فراوان براي کمپاني گرديد و از آن پس او را «le Cost Killer»- قيمت شکن- مي ناميدند.
دراواخر دهه 1990 کمپاني نيسان ژاپن به پايان عمر خودش نزديک شده بود. سهامداران اين شرکت اقدام به فروش سهام خود کرده بودند و هر يک قصد فرار از اين وضعيت بحراني و خطرناک را داشتند. در همين زمان شرکت «رنو» با خريد 37 درصد از سهام اين کمپاني به نجات آن برخاسته بود. در مارس 1999 کمپاني فرانسوي «رنو» رسما اين ميزان سهام را خريداري کرد و اعلام کرد که قصد دارد جلوي ورشکستگي کامل نيسان را بگيرد. مديران اين کمپاني بسيار آسوده و با زباني بسيار ساده سخن از رهايي نيسان از خطر سقوط مي دادند و با اعتماد به نفسي بالا اعلام مي کردند که کمپاني آنها توان انجام اين عمليات نجات را دارد. البته آنها حق داشتند، چرا که از نيروي متخصصي بهره مي جستند که همواره در لحظات بحراني، نجات بخش خواهدبود و در کارنامه خود پيروزي ارزنده اي را ثبت نموده است.

در ژوئن سال 1999 «carlos Ghosn» براي نوسازي و نجات نيسان به ژاپن فرستاده شد. پس از يکسال تحقيق و بررسي در ژاپن، در ژوئن 2000 او رسما مديريت کمپاني را بر عهده گرفت و متعهد شد که در عرض دو سال مجددا نيسان را به همان توانمندي باز خواهد گرداند. براي بسياري اين صحبت تنها يک بلوف و يا يک شعار تلقي مي شد اما آنان که «Ghons» را مي شناختند به خوبي به تحقق اين مساله واقف بودند.
مشابه عملکردش در «رنو » اين بار نيز او اقدام به حذف هزينه هاي اضافي نمود، تعطيلي بسياري از شعبات راکد، کاهش بسياري از هزينه هاي داخلي و خرج و مخارج رسمي کمپاني، او را قادر ساخت تا با مديريت جدي و توانمند خود، در آغاز هزاره سوم روزنه اميد را نمايان سازد. در عرض مدت زمان کوتاهي «Ghons» به مشهورترين چهره در ژاپن تبديل شد، آنها که سن و سال بيشتري داشتند او را با افسانه هاي کهن ژاپني مقايسه مي کردند و توانايي او را خارج از توانايي انسان معمولي مي دانستند، در اکتبر سال 2001 او اقدام به چاپ کتاب زندگي نامه اش نمود و در اولين ماه فروشش توانست 150 هزار نسخه از آن را به فروش رساند که به فروش ترين کتاب آسيا شهرت يافت.
در سال 2002 ، «Ghons» به عنوان معاون کمپاني بزرگ «رنو- نيسان» و همچنين عضو هيات مديره «رنو» نيز درآمد و سرانجام اينکه در آوريل امسال (2005 ) او به سمت مدير کمپاني «رنو» منصوب شد. بر اساس نظر سنجي هاي انجام شده در جرايد تخصصي اتومبيل در سراسر دنيا،«carlos Ghosn» به عنوان با نفوذترين فرد در صنعت خودروي دنيا در سال 2005 شناخته شده است.

نوشته شده توسط محمد وثوقمند در پنجشنبه 4 آبان1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

خلاصه شده از کتاب 101 راه براي رفتار حرفه اي در تجارت - نويسنده : الري سمپسون

قسمت اول :  استفاده از تاثير گذاری
راه ۱ : تاثير گذاشتن
کمتر از ۳ دقيقه طول ميکشد تا کسي براي هميشه احساس انزجار کند .فراگيري نحوه استفاده از تاثيري که ميگذاريد مهارتي است که بهتر است در بدو زندگي حرفه اي و تجاري آموخته شود.
دنياي کار پر است از فرصتهايي که بتوان تاثيري حرفه اي به جا نهاد.
اولين اثر :
    گرچه از نظر ذهني دوست داريم فکر کنيم که با بسته بندي و تبليغات فريب نمي خوريم ولي پژوهشها نشان ميدهد که ۹۰ درصد از ما ظرف چند دقيقه پس از ديدن يک فرد ديگر درباره او قضاوت ميکنيم . انسانها حيواناتي  با تسلط بينايي هستند , بنابراين تحت تاثير انچه ميبينند قرار ميگيرند.
ظاهر فرد(نژاد - سن - جنسيت - قد - وزن -رنگ چهره و مخصوصا حرکات) باعث بيش از ۵۰ درصد از تاثير شخصي است
صدا , چگونگي صحبت کردن , لحن و تن صدا ۳۸ درصد تاثر ميگذارد
و پيام يا محتواي گفتار تنها ۷درصداثردارند . 

 زبان لباس :
    وقتي ديدار ميکنيم و قبل از آنکه با هم گفتگو کنيم , با زباني باستاني و جهاني با هم صحبت کرده ايم .واژه هاي اين زبان شامل لباسها  , زيورآلات و تمام لوازم شخصي هر يک از ماست .
علايم يک لباس با يک معني خاص به سادگي قابل درک هستند , مثلا يک زير گروه خاص اجتمايي همچون فرشتگان جهنم (يک گروه خلافکار با کتهاي چرمي و علايم خاص و سوار بر موتور ) طوري انتخاب شده است که نشانه طرد ارزشهاي تثبيت شده از سوي اين گروه باشد.
درک نمادهاي پوششي مشکلتر است زيرا نشان دهنده موقعيت و برنامه کاري يا شخصي است و مي تواند بيش از يک مفهوم داشته باشد مثلا آيا بلوزي که روي آن نوشته شده است " سئوال نکن " به معني آن است که شخص دچار مشکل رفتاري است يا آنکه از نحوه    شکل گيري حروف زرد رنگ روي زمينه سياه خوشش مي ايد , يا شايد تميزترين لباسي بوده که او آن روز داشته ؟؟؟

 

 

نوشته شده توسط محمد وثوقمند در چهارشنبه 3 آبان1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

باب آشنايي و شرح اهداف

با تبريک به منظور فرا رسيدن عيد سعيد فطر و با  آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان 

من محمد وثوقمند دانشجوي مديريت بازرگاني  هستم 

و هدف از راه اندازي اين وبلاگ :

ايجاد فضايي براي بالا بردن سطح علمي خودم

و آشنايي بيشتر دوستان و بازديد کنندگان محترم با مباحث مربوط به مديريت - بازرگاني و اقتصاد . لذا سعي خواهد شد که مطالب اين وبلاگ بسيار متنوع و جديد باشد.

بسيار خرسند خواهم شد چنانچه اساتيد و افراد آشنا به مباحث گفته شده با نظرات خود مرا ياري دهند .

نوشته شده توسط محمد وثوقمند در سه شنبه 2 آبان1385     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

تحولات شدید بازارهای مالی
ماه رمضان و شور همیشگی
بعد از مدتها
نگاهی به تحولات اقتصادی ایالات متحده در سال جاری و احتمال کاهش نرخ بهره تا میزان 1 درصد
پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟
تاریخچه نوروز و فلسفه هفت سین (نوروزتان پیروز )
یک شعر خیلی زیبا
دلار رو به سقوط: تضعیف رشد اقتصادی ادامه دارد
بازار آسیا: انتظار برای اعلام نرخ بهره انگلیس و اروپا
ادامه روند صعودی طلا و احتمال ثبت قله ای دیگر
تقویم اقتصادی بازارهای مالی جهانی (سه شنبه -14 - اسفند )
تدابيري براي دوران ركود - نوشته فیلیپ کاتلر - مترجم : عليرضا صديقي
جدول برگزاری نمایشگاههای بین المللی ازبکستان - تاشکند در سال 2008
بازگشت مجدد
هشت عنوان مؤثر در تبلیغات


درباره




نويسندگان


لوگوي ما

دنیای مدیریت


پيوندهاي روزانه

مدیریتی

دل نوشته های یک دانشجو

مشقهای بچگی(مهرانه میرچی)

دانشجويان مديريت دانشگاه شیراز

مدیریت آموزشی

دانشجویان صنایع واحد تهران شمال

Management Success Model

وبلاگ مسعود امین پور

وبلاگ دوست عزیزم علیرضا صدیقی

فارس فارکس
آرشيو پيوندها

پشتيبان

اين قالب توسط Temp-Designer.Net طراحي و ترجمه شده.


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By Temp-Designer.Net & .Com Copyright © 2008 by Amirreza Keypour
www.mashhadteam.ir